کاریکلماتور

آبادانیها
کاریکلماتور
ن : دختر آبادانی ت : یک شنبه 9 مهر 1391 ز : 19:40 | +

 

 

 

 

  1_ ازدواج بد وجود ندارد، اين زن و شوهرها هستند که بد مي شوند.

  2_ اين اولين و آخرين زندگي شماست، اعتياد چرا؟

  3_ قلم کم حرف، عمرش طولاني است.

  4_ با ديدن قبض آب، برق از سرش پريد.

  5_ واژه سکوت، نيازي به مترجم ندارد.

  6_ ذهنم کلمات را به بازي گرفته و رفتارم زندگي را.

  7_ قلمي که مغز ندارد حتما آبرويت را خواهد برد.

  8_ بعضي از خيابان ها دو طرفه اند و بعضي يک طرفه اما خيابان بي طرف نداريم.

  9_ خدایا, یارانه را از ما بگیر اما یار را نه.

  10_ شاید با «ارز» معذرت مشکل تورم حل شود.

  11_ نیامدی نگاهم دست خالی برگشت.

  12_ این «مردم» باید عوض شوند وگرنه «دولت» مردمی دیگر انتخاب خواهد کرد.

  13_ حتی موهایم هم میدانند که پایان شب سیه سپید است.

  14_ نشر اکاذیب یعنی ستایش مدیران نالایق.

  15_ گاهی اوقات «کلیه» امورم درد می کند.

  16 _ اگر حرف مفت را می خریدند خیلی ها میلیاردر بودند.

  17_ بعضی آدم ها در ظلمات اندیشه خود غرق می شوند.

  18_ بعضی ها به پای هم پیر می شوند و بعضی ها به دست هم.

  19_ این شورای شهر است یا شورای بدون شرح.

  20_ آنقدر دست روی دست گذاشت که پا روی دمش گذاشتند.

  21_ برای پولدارها زندگی «جاری»است و برای بی پول ها «زن بابا».

  22_دروغگو آدم بدی نیست , چون میداند حقیقت تلخ است , لذا باعث اوقات تلخی مردم نمی شود.

  23_ همسر با گذشتی است , از من هم گذشت.

  24_ بجز سیاستمدران , بنی آدم اعضای یک پیکرند.

  25_ باز هم فراموش کردم فراموشش کنم.

  26_ پلیس شخصی است که نبودن او باعث ایجاد امنیت برای مجرمان خواهد بود.

  27_ پیری دورانی است که انسان قادر به بی وفایی به همسرش نیست.

  28_ وجدان چیزی است که انسان را از لذت بردن هنگام گناه باز می دارد.

  29_ دروغ يعني تقديم هديه شيطان به ديگران.

  30_قند خون مزه تلخي به زندگي مي دهد.

  31_لب هايم آلزايمر گرفته و لبخند را فراموش کرده است.

  32_همه چيز بر وفق مراد است و بعضي ها سوار بر خر مراد.

  33_به خاطر پايمال کردن حقوق ديگران کفش هايش را محاکمه کردند.

  34_آرشيو سکوت پُر است از فريادهاي منزوي.

  35_بعضي ها باهم مي خورند و بعضي ها به هم.

  36_کليه نوشته هايم سنگ ساز شده است.

  37_حرف هاي خام به مغزم صدمه مي زند.

  38_بعضي ها پاي حرفي که مي زنند مي ايستند و بعضي ها زانو مي زنند.

  39_ فرياد از سکوت تقاضاي پناهندگي کرد.

  40_ با "خون دل" زندگي ام در جريان است.

  41_ ديوار جدايي را عدم تفاهم مي چيند.

  42_ آن هايي که زبانشان دراز است شخصيتي کوتاه دارند.

  43_ پشه ها با پوست تنم دارت بازي مي کنند.

  44_ خيلي ها بزرگ مي شوند اما به بزرگي نمي رسند.

  45_ گاهي به نحو ناهنجاري به هنجارها مي رسيم.

  46_ بيشتر اوقات، موهاي سرم را با لالايي سشوار مي خوابانم.

  47_ براي باز شدن بختش کليد ساز آورد.

  48_ بعضي افراد شکمو فقط کتاب آشپزي را مي خوانند.

  49_ دلم براي آدم هاي گرسنه کباب است.

  50_ وقتي غمگينم نگاهم کدر مي شود.

  51_دست زياد است اما به صدا در نمي آيد.

  52_مخرب ترين اسلحه زمان، زبان است.

  53_آن ها که بلند فکر مي کنند، هيچ وقت کوتاه نمي آيند.

  54_وقتي کاسه سرم داغ مي شود، افکارم را فوت مي کنم.

  55_ مثل زود پز باش , در حالی که می جوشی به آرامی سوت بزن.

  56_ شاید حکیم نظامی پزشک ارتش بوده است.

  57_ گل شیپوری نوازنده بزرگ ارکستر باغ است.

  58_ در مسابقه ماست خوری همه روسفید شدند.

  59_ شنا کردن در جهت جریان آب , از ماهی مرده هم بر می آید.

  60_ در مواقع بیکاری مشغول قتل عام ایام هستم.

  61_ در امواج نگاهش این کشتی دلم بود که غرق شد.

  62_ چشمانش شور بود اما خودش بی نمک.

  63_ فردای کشورهای عقب افتاده , دیروز کشورهای متمدن است.

  64_ گفتنی ها را باید گفت چون بیات میشود و از دهن می افتد.

  65_ ولخرجی های زیاد , دخلم را درآورد.

  66_ در دنیای سیاستمدارها بعضی ها اسباب بازی هستند و بعضی ها هم بازی.

  67_ هشت به هفت گفت : من روی پاهای خودم ایستاده ام اما تو خیلی سر به هوایی.

  68_ زیبایی اش را به لوازم آرایشش تبریک گفتم.

  69_ گاهی حتی تاجر نمک هم نمک نشناس می شود.

  70_ آتشفشان درون گاهی با فریاد و گاهی با اشک فوران می زند.

  71_ یعضی ها صدایشان ضعیف است و بعضی ها گوش هایشان کثیف.

  72_ بعضی از محرم ها با یک نقطه مجرم می شوند.

  73_ برای آنکه از خاطرات دوران مجردی لذت ببرد , ازدواج کرد.

  74_ امید بخشیدن بی هدف به مردم مثل آب دادن به گلهای کاغذی است.

  75_ سایه ها در هوای ابری خستگی در می کنند.

  76_ وقتی کاسه سرم داغ می شود افکارم را فوت می کنم.

  77_ اگر خودتان را به آن راه زده اید , مواظب باشید گم نشوید.

  78_ اون هایی که شما را آدم حساب نمی کنند , ریاضی بلد نیستند.

  79_ برای آن که «آینده»اش را خراب کنند «حال»ش را گرفتند.

  80_ وقتي به «گذشته» بر مي گردم از «حال» مي روم.

  81_آن قدر دوست داشتني بود که ايستاده هم به دل مي نشست.

  82_شايد فکاهي همان فکر کاهي باشد.

  83_اگر خودتان را به آن راه زده ايد، مواظب باشيد گم نشويد.

 

 

 

 


نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:






.:: ::.


Powered By LOXBLOG.COM Copyright © by abadaniha
This Template By Theme-Designer.Com